مبارزه روشنفکران آفریقایی با استعمار
تاریخچه نسبتا جدید روشنفکری آفریقا بر این امر استوار است که نخستین رویارویی ذهنی و عینی آفریقایی ها با مدرنتیه و مدرنیسم در دوران اواخر قرن نوزدهم صورت گرفته است. گر چه ادامه آن پس ازجنگ جهانی اول شکل فراگیر و نسبتا قابل قبولی پیدا کرده و بصورت یک بارقه امید بخش برای آفریقایی ها خود نمایی کرده و کمی موجب هراس استعمار گران گردید.
یکی از رویکردهای سیاست استعماری تبلیغ اندیشه و چشم انداز غربی در اذهان آفریقایی هابوده که آنرا طراحی و عملی ساختند.)توین فالولا، 2004،ص27) اما، این روند ادامه نداشته و پس از جنگ جهانی دوم اقشار وابسته به خورده بورژوازی مانند روشنفکران ، بازرگانان کم سرمایه و معلمین به جنبش پیوسته و بر علیه بیگانگان و استعمارگران جنگیدند. روشنفکران و اندیشمندان آفریقایی با احساس رسالت و تعهد نسبت به قاره ، به شیوه های گوناگون مخالفت خود را با استعمار غربی اعلام و ابراز می داشتند.به گونه ای که بسیاری از مقاومت ها در افریقا در بخش هایی به وقوع پیوست که استعمار گران تولید و خلق کرده بودند مانند اتحادیه کارگران ، سندیکا ها ی کشاورز ، نهادهای نظامی .( جورج نزونگولا نتالاجا،2002 ، ص47)
کشورهای بزرگ غربی مانند انگلیس ، فرانسه ،آلمان و غیره به بهانه آباد سازی و پیشرفت و توسعه و در حقیقت برای استثمارمردم و ذخایرقاره پای در خاک آفریقا گذاشته و با ایجاد حاکمیّت و مراجع تاثیرگذار دولتی ، نظامی و مدنی و سپس تاسیس شهر های بزرگ باقبیله نشین ها و جامعۀ آن دوران پیوند برقرار کرد ه و اهداف خود را عملی ساختند. در این زمینه آنها از پشتیبانی و حمایت نهادهای مسیحی برخوردار می گشتند. به همین جهت مخالفین استعمار ، تلاش های مبشرین در آفریقا را نوعی نابودی عامدانه فرهنگ آفریقا می دانند .( جمز کارانجا ،2009 ، ص1).
گفتنی است که روابط آفریقا و غرب واجد ابهامات و تناقضاتی ست که کار تحلیل و تفسیر آنرا دشوار و پیچیده می سازد. کتاب پوست سیاه صورتکهای سفید حاکی از نگرانی از این پدیده است. فانون در آن کتاب ، به اوضاع رقت بار سیاهان آفریقایی می پردازد که به دلیل تحقیر و تبعیضهای نژاد پرستانه اربابان سفید پوست، تلاش می کردند تا با رفتارهایی شبیه سفید پوستان، از جمله راه رفتن، غذا خوردن، لباس پوشیدن و نوع زندگی خویش، سیاه بودن پوستشان را با صورتکهای سفید - که همان روش زندگی خصوصی شان به سبک سفید پوستان بود - جبران کنند. ( فرانس فانون ،ترجمه محمد امین کاردان ،
،تهران ،انتشارات خوارزمی ،سال 1355
با حضور سلطه گران اروپایی چند نهاد به مردم معرفی گردید که پیش از آن در آفریقا به صورت جدید مطرح نبوده وآنها از همان طریق امور مردم را اداره می کردند.
(فمی جمز کولاپو ،کوابنا آکورانگ پاری ،2007، ص112) نهاد آموزشی ، رسانه ای ،نظامی ، اقتصادی ، سیاسی ، دینی و برخی امور خیریه و تقریبا تمام نهادهای آموزشی بدین غره هستند که همزمان با ورود استعمار گران تاسیس شده و تاکنون تلاش خود را استمرار بخشیده اند.روزنامه ها نیز بهمین شکل با ورود استعمارگران به مردم معرفی شده و شماری از نخبگان از فرصت خواندن آنها بهره مند می شدند. در کنیا نیز مانند دیگر بخش های آفریقا روزنامه نقش زیادی در گسترش مردمسالاری داشته است.( اولورونیسولاف آنتونی ، ص69)
روزنامه های نیشن ، استاندارد و گاردین که اکنون نیز منبع آگاهی و اطلاعات مردم می باشند در آن دوران شکل گرفتند. روزنامه دیلی میرور زیمبابوه توسط یک روشنفکر وابسته به حزب زانو پی اف مالکیت و اداره می شود. ( اولورونیسولاف آنتونی ، ص383)