خرید بک لینک

تاثیر استعمار بر جنبش روشنفکری قاره

محمد رضا شکیبا

درپایان قرن نوزدهم حضور استعماردر آفریقابسیار تاثیر گذار بود . غربی ها با سرباز ، تاجر حاکم ، دانشمندان علوم مختلف و نهادهای تبشیری آمده و در کنار تخریب و انهدام سازندگی نیز داشتند. آنها دنیای جدیدی را تاسیس کردند که متفاوت از آفریقای پیشین بود. آنها صنعت و مدرنیته و نهادهای نوین را به افریقا آورده و معرفی کردند که تاثیر فرهنگی و اجتماعی گسترده بر جوامع آفریقایی داشت. (رابرت ویلیام ژولای ،ص16)استعمار تحول و تغییرات بسیاری را در آفریقا به وجود آورده و ساختار جوامع قبیله ای را با معرفی و جایگزینی نهادهای پیچیده اجتماعی و نظامی ، تاکید بر سازمان بخشی به تمامی امور زندگی ، انضباط پذیری و معرفی دین مسیحیت به عنوان محور اصلی فرهنگ و تمدن غربی در شهرها تغییر داده و ساختار قبایل را که چه بسا مناسب و منطبق بر پیشرفت های جهانی بود، متوقف ساخت. (ادو بواهن ، 1990،حلد هفتم ، ص72)

البته استعمار در همان حال که پاره ای از فرصت ها را از مردم گرفته و آنها را از ادای سنت ها وآداب قبیله ای باز می داشت ، با فراهم آوردن برخی امکانات جدید مانند مدارس ،صنایع و رسانه ها و گسترش شهرها فرصت های جدیدی را به وجود می آورد که برای برخی اقشار ارزشمند و مثبت بود. پرفسور کرادر در کتاب خود به برخی ویژگی های مثبت و منفی استعمار و نظام قبیله ای اشاره دارد.( لویس گان و پیتر دویگان ،1973،ص182)

از جمله در زامبیا در نیمه دهه شصت میلادی ،برنامه های صنعتی و مدرن استعماری برای تغییر آفریقا ببار نشسته بسیاری از امور صنعتی و مدرن شده و کارخانه های مرتبط با شرکت های معدنی انگلیسی در زندگی مردم تغییر بسیار ایجاد کرده بودند.(کریستوفر اشتینر ، ص595)

مبارزه روشنفکران آفریقا لایه های گوناگونی داشته و در عرصه های مختلف بود. آنها در مخالفت با برده داری و استعمار با غرب مبارزه کرده و در عین حال افکار و رسوم خرافی را نیز مورد نقد و نکوهش قرار می دادند.از اینرو پاره ای از شادمانی و خرسندی روشنفکران و نخبگان از غرب نیز بدین دلیل بود که استعمارگران بسیاری ازمظاهر مدرنیته را به افریقا آورده و تبلیغ کردند. (اولوفمی تایلو ، 2010 ، ص277)

توسعه استعماری آفریقا که از قرن شانزدهم در میزان کوچک و آهسته آغاز گردید ، در قرون بعدی همچنان استمرار داشته و افزایش سلطه نظامی و اقتصادی غرب محدودیت بیشتری برای فرهنگ و تمدن آفریقایی ایجاد می کرد. استعمارگران برای جایگزینی فرهنگ و تمدن خود که آنرا برتر می دانستند از هیچ اقدامی فرو گذار نمی کردند. از جمله فرانسه فرهنگ و زبان خود را برتر دانسته و در ترویج آن تلاش بسیار کرد. (توین فالولا ، ص27)که این امر طبعا محدودیت و مهجوریت فرهنگ و تمدن بومی را بهمراه داشت.

انگلیسی ها در کشورهای مستعمره از شیوه حکومت غیر مستقیم استفاده می کردند. بدین معنی که موسساتی را تاسیس کرده و اداره انها را به افراد بومی داده و از آن طریق خواسته های خود را ابلاغ و اجرا می نمودند.(فمی جمز کولاپو ،کوابنا آکورانگ پاری ، ص112)

با توجه به تاکید آفریقایی ها بر موضوع نژاد گرایی وزیان های محتمل آن رویکرد برای آفریقا ، برخی روشنفکران سیاهپوست تحولات جهانی ودمکراسی را مفید دانسته و به اینده آن امیدوار بودند.(موانتیا دیاوارا ، ص183)

بیشتر قبایل در آفریقا به موضوع اتحاد ،همکاری و هویت آفریقایی اهمیت نداده و پیوسته با یکدیگر در جنگ و رویارویی بوده و در تخریب و تضعیف یکدیگر می کوشیدند. همین امر فرصت خوبی برای استعمار فراهم آورده که بر نیروهای آنها غلبه کرده و آنها را تحت فرمان در اورند. (علی محمد الصلابی ،1420 ص 72-74) روشنفکران این روحیه دشمنی و رقابت را زیانبار تشخیص داده و برای رفع آن برنامه ریزی و تلاش کردند. تاکید برپان آفریکنیسم ، سیاه گرایی و انسان افریقایی که آنها ابداع کرده و در تعمیم آن کوشیدند در واقع مبارزه با قبیله گرایی مفرط بود که به انزوای قبایل و نابودی تدریجی کوچکترها منجر می گردید. گر چه پاسخ مردم غرب آفریقا به توسعه استعمار از پذیرش غیر نقادانه تا نفی کامل فرهنگ و تمدن آنها را در بر می گرفت (رابرت ژولی ،2004 ،ص16)

با گسترش فرهنگ ،زبان وتمدن غربی- اروپایی ، فضا برای رشد و بالندگی فرهنگ و تمدن آفریقایی تنگ شده و برخی ستنها و ارزشهای قبیله ای – آفریقایی مهجور واقع می شدند. البته قبایل و بزرگان آفریقایی اعتراض و نگرانی خود را از آن رویکرد توسعه طلبانه استعماری اظهار داشته و از آن بابت زیان می دیدند.حکایت های پر ملال و رنجبار روشنفکران آفریقایی حکایت ازان دارد. ولی استعمار بی توجه به خواسته و تمایلات مردم در گسترش فرهنگ و تمدن خود تلاش کرده و آموزش استعماری بتدریج سود خود را به استعمار باز گردانید( پارسونز ، تیموتی ، 2004،ص39) از زیانهای بارز استعمار به افریقا این بود که مانع از انتخاب طبیعی آنها شده و اجازه نداد مردم آفریقا انسانیت و شخصیت خود را آنسان می خواهند انتخاب کنند . (اولوفمی تایلو ، 2010 ، ص274)

(مانتیا دیاوارا ،ص41) مردم آفریقا بر اصالت نژاد و فرهنگ خود تاکید بسیار داشته و آن دو را برتر و گرامی می دارند.بسیاری از مردم و روشنفکران آفریقا هنوز نیز بر این باورند که آفریقا یی ها فرهنگ و تمدن خود را دارند که پیشینه ای طولانی دارد و می تواند با فرهنگ ها ی جهانی هماوردی کند.(جالانگو اوکومو ،ص5)

برچسب: استعمار,روشنفکری, نویسنده: هلیا حسینی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 14:47

صفحه بندی