خرید بک لینک

بررسی عوامل ظهور و بروز روشنفکری در قاره آفریقا

محمد رضا شکیبا

عوامل ظهور روشنفکری در آفریقاچند ویژگی داشت.

1-رشد اندیشه و رویکرد بومی گرایانه . سیاه گرایی جایگاه ویژه ای را در مبارزات روشنفکرانه آفریقا ،بخاطر تاکید بر نژاد ، ضد استعماری آن ایفا کرد. (بجورن بکمان ،ص112). اساس اندیشه روشنفکری در آفریقا نمی توانست بر تجربه و دستاوردهای غربی بنا نهاده شود زیرا ساختارها و زمینه های اندیشه آنها با یکدیگر متفاوت است. (نیکولاس کریری ،ص3)

2- آگاهی از تحولات فکری ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی جهان و آفریقا با تاکید بر ملی گرایی (اوسا اوکوت ، 2006،ص1)

3- نیاز به تجدید حیات یا رنسانس آفریقایی که استعمار سعی در نابودی فرهنگ و تمدنش می کرد. برخی از روشنفکران آفریقایی بر این باور بودند که ارتباطی بین دستاوردهای علمی و اندیشه های آفریقایی ایجاد کرده و از آنها برای پیشبرد جامعه و تقویت جنبش رنسانس آفریقایی استفاده کنند.(آدام آشفورت ،120)

4- تاسیس نهادهای آموزشی و دانشگاهی که به امر گسترش علم آموزی عمومی کمک کرد.

5- رشد جامعه شهری و تاسیس نهادهای مدرن .

تا زمان استقلال آفریقا یعنی دهه شصت میلادی ، اروپا و خاصه شهرهایی چون لندن و پاریس،مرکز فرهنگ مدرن رفیع بود. (هشام جعیط،1381،ص51)بسیاری از نخبگان آفریقایی در اروپا و به ویژه دو شهرلندن وپاریس تحصیل کرده و سکنی گزیده وراه وروش روشنفکری را آموخته بودند. آنها چه در دوران اقامت در اروپا و چه بعد ازبازگشت به آفریقا با طرح اصول و مبانی آفریقایی به افکار و اندیشه های خود رنگی درونی و بومی می بخشیدند که مورد پذیرش عموم قرار می گرفت. با سلطه استعمار و گسترش مبانی فکری و نظری آن در قرن بیستم ،شرایط قاره تغییر کرده وسفید پوست ها مقدرات مردم را بدست گرفته و بر بومی ها حکومت می کردند. (رودنی والتر ،ص144)

این امر بر نخبگان و روشنفکران گران آمده و به رویارویی آنها با عوامل استعماری منجر گردید. در این راستا روشنفکران , که از تحولات و رخدادهای جهانی آگاهی بیشتری داشته و نیز از استقلال و شجاعت بیشتری در مقابله با غرب برخوردار بوده به مقابله و رویارویی با زیاده رویهای آن نظام پرداختند. )توین فالولا، 2004،ص89)علاوه بر آن ،در قرن بیستم همبستگی بیشتری بین مردم جهان سوم بوجود آمده و موضوع همبستگی بین آفریقا و آسیا از سوی روشنفکران و رهبران مطرح گردیده وجنبه عملی به خود گرفت،که از آن جمله به نظریه سنگور مبنی بر همکاری آفریقا و اسیا می توان اشاره کرد. (الامین مزروعی ، ص130)

اشغال اتیوپی توسط ایتالیا و جنگ جهانی دوم موجب قدرت گرفتن اندیشه و رویکرد رادیکالی در آفریقا گردیده و به جنبشهای استقلال طلبانه قدرت بیشتری بخشید.(توین فالولا ،ص106) اتیوپی به عنوان آخرین دولت مستقل آفریقا که در دام توطئه های استعماری ایتالیا گرفتار آمده بود ،مورد توجه روشنفکران جهان بوده و به سرنوشت و آینده آن تمایل نشان می دادند.( داریل زیزوه پوه ، ص72)

در خلال سال های 1907 ا تا 1912 بلژیک آلمان ، ایتالیا و پرتقال برنامه ها و الگوهای استعماری خود را در افریقا نظم بخشیده و بر امور مسلط شدند. (پیتر دویگنان ،ص8) این تسلط به مفهوم نفی سنت ، ارزش و هنجارهای مردم آفریقا بوده و به شورشها و چالش های بسیاری به رهبری روشنفکران و روسای قبایل منجر گردید. اروپایی ها و استعمار گران بر این باور بودند که اندیشه و افکار آفریقایی ها غیر قابل تغییر بوده و تنها با اعمال زور می توان برآنها غلبه کرد. در این خصوص به جنبش بای بوره از کاسا از قبیله تمنی در سیرالئون می توان اشاره کرد که با چهارصد نفر از مردان قبیله مقاومت بی نظیری در مقابل استعمار انگلیس از خود نشان دادند.(مایکل کرادر ،2013 ،ص 49)

در کوران سلطه استعمار و مقاومت مردم برای شکستن برتری استعماری که شامل دوره پس از جنگ جهانی اول تا حصول استقلال می کردید،اگر چه اميد به استقرار دولتی مردمسالار، عدالت گستر و آموزش محور اندک و ناچيز بود اما مردم آفریقا و کارگزاران روشنفکر انها با تغییر رویکرد و مبارزه وقفه ناپذیر، تغییرات کند اما موثری را با کمک سنديکاهای آموزشی ، صنعتی ،کارگری و تجاری يا سياسي و حضور موثردانشجويان و دانش آموزان ایجاد کرده و به تدریج پایه های حاکمیت استعمار را سست ساخته و به فرو پاشی نزدیک کردند. در آن دوران پیوند نزدیکی بین مقاومت آفریقایی ها برعلیه استعمار گران و تجدید هویت ملی بر قرار بود ((مایکل کرادر ،2013 ،ص 47)

در سال های پس از جنگ جهانی دوم تا حصول استقلال روشنفکران آفریقایی با کمک نمایندگان اقوام و گروه ها ، تحصیل کردگان متخصص و میهن دوست وروزنامه نگاران روشنفکر عرصه را بر سياست های حکام خود کامه استعماری تنگ کرده و خواسته های مردم را در غرب و آفریقا مطرح و بتدریج محقق ساختند. امینه ماما از روشنفکران سنگالی می گوید که روشنفکران نقش اجتماعی خود را در حضور در ساخت جامعه و نظریه پردازی برای رفع مشکلات و برنامه هایی که طبقه حاکمه برای کشور طراحی کرده بود پذیرفته و ایفا کردند. (تاندیکا مکاندیره،ص2)

گفتنی است که سلطه استعمار موجب پیدایش و رشد شمار زیادی از روشنفکران آفریقایی گردید .)توین فالولا، 2004،ص7) نوسازی صنعتی و مادی قاره آفریقا موجب دگرگونی شده و همین مدرنیته سطحی و ظاهری به تحول در شیوه زندگی به ویژه در شهرها انجامیده تاکید بر ملی گرایی و هویت افریقایی به پیوند بیشتر مردم و نخبگان انجامید. (اوسا اوکوت ، 2006،ص2)

استعمار و استثمار بیرحمانه ذخایر و معادن قاره و تحقیر سیاهان ، بسیاری از اقشار جامعه و از جمله نخبگان را به رویارویی و مقابله با مجریان استعماری واداشت. (پیتر دویگان ،1975،ص719) در این خصوص روشنفکران و نخبگان پیشاهنگ بوده و در افزایش آگاهی مردم و ستیزه با استعمار از جان مایه می گذاشتند. آن گروه از روشنفکران و متخصصین آفریقایی نیز که در کشورهای غربی زندگی می کردند با برگزاری کنفرانس های علمی و انتشار کتب و مقالات حقانیت مردم آفریقا را بگوش جهانیان می رساندند. از جمله در کنفرانس دانشمندان غرب آفریقا که از 1945 به بعد در کشورهای غرب آفریقا با حضور دانشمندان ، جامعه شناسان ، اقتصاددانان غرب افریقا برگزار می گردید در آن نشست ها بحران ها و مسائل کشورهای آفریقایی مورد بررسی قرار گرفته و راه حل هایی نیز ارائه می گردید. نتایج آن کنفرانس ها از سوی دولتهای غربی در پنج مجلد منتشر گردیده است.( پیتر دویگنان ، 1974،ص 183 و 184)

تلاش نخبگان غربی در تقویت پایه های استعمار در آفریقا

یکی از تلاش های شبه علمی استعمارگران ارائه فرضیه در مورد نا توانی و بهره کم افریقایی ها از هوش و دانایی بوده است. در این راستا کتاب و مقالات بسیاری از سوی غربی ها به رشته تحریر در آمد.حتی برخی می گفتند که: سیاه بودن به معنی این است که فرد از نظر بیولوژیکی ، اندیشه و اجتماعی در جایگاه فروتری قرار دارد و این که یک آفریقایی نمی تواند تصمیم روشنفکرانه اتخاذ کرده و این مهم را باید به سفید پوستان محول سازد. ( سموئیل ام موریتی ، 1997،ص4)

از آنجا که برخی کتابها و پژوهش های اروپایی و غربی بر مبنای تحقیر نژادی سیاهان شکل گرفته و تدوین شده بود ،در طول دوران سیاه استعمار ،روشنفکران آفریقایی تلاش کردند تا دانشی را تولید کنند که مناسب برای آفریقا بوده و تحقیقات شبه علمی نژاد پرستانه و ناصحیح غربی ها را اشکار و رسوا سازد.(زگوه ،ص78) غربی ها حتی استعمار زدایی و مبارزات مردم افریقا برای محو استعمار را به تلاش ها و تضادهای درونی غرب نسبت می داددند. (اوسا اوکوت ، 2006،ص2)

روشنفکران اروپایی مدافع استعمار و برتری نژادی، در توجیه رفتار و کردار تحقیر آمیز خود با سیاهان به تولید نظریه و توجیهات علمی روی آوردند. از اینرو روشنفکران ونخبگان افریقایی بخشی از تلاش خود را معطوف مبارزه با آن اندیشه می کردند.جمز آفریکنس هورتون یک روشنفکر ،پزشک آفریقایی بود که به درجه سرهنگ تمامی در بخش پزشکی ارتش انگلستان رد غرب افریقا رسیده ودر عین حال بسیاری ازادعاهای نژاد پرستانه استعارگران را مردود می شمارد.( پیتر دویگنان ،1974، ص 183)

آچبه نویسنده و روشنفکر بزرگ نیجریه ای ، در اعماق تاریکی و تصاویری از افریقای ژوزف کنراد را نوعی اندیشه ورزی نژادی و متعصبانه قلمداد کرده و مورد انتقاد قرار می دهد. (ابیولا ایرله ،ص261)

بیش از همه ،انسان شناس ها و مبشرین مذهبی نقش و تلاش زیادی در ارائه فرضیات نادرست و تحقیر آمیز در مورد آفریقایی ها داشتند.(اوچینگ ، اودهیامبو ، ص68) البته پیش از وی برخی از بزرگان غرب نیز مانند کانت ، هگل و هیوم بر تحقیر سیاه پوستان و فرودستی و تحقیر آنها تاکید کرده بوند.(پولی کارپ ایکو انوبه ، ص49) این نوع تبلیغات موجب شد که روشنفکران آفریقایی بخشی از تلاش علمی خود را معطوف بطلان آن نظریات و فرضیه ها نمایند.

برچسب: روشنفکری, نویسنده: هلیا حسینی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 14:47

صفحه بندی